تبلیغات
داستانک های من - نابود
داستانک های من
یکشنبه 14 تیر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
برای کشتن یک زن
نیازی نیست
فریاد بزنی , ترکش کنی
رویاهایش را بدزدی
یا به او خیانت کنی و نبینی اش

برای کشتن یک زن کافی ست
وقتی برای تو پیرهن نو گل گلی اش را می پوشد
فراموش کنی بگویی :
" چه زیبا شده ای بانو ... ! "

آنگاه تکه ای از زیبایی زن می افتد
و کمی از قلبش می ریزد
و اگر فقط چندبار دیگر
به همین راحتی زیبایی اش از نگاه تو بیفتد
تمام او می شکند

و یک روز صبح
زنی را میبینی
که روحش به مقصد جهنم تنهایی
خانه ی تو را ترک کرده
اما خودش مشغول چیدن میز صبحانه توست
و تو محکومی
با جسد متحرک یک زن زشت صبحانه بخوری

برای زیبایی بخشیدن به هر صبح و هر روز دنیا و نجاتش
ستایش کردن تمام جان یک زن را یاد بگیرید






نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستانک، دلنوشته،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 16 تیر 1394 12:50 ب.ظ
دعام کن دعات میکنم
نسیم .خ حتما دوستم
دوشنبه 15 تیر 1394 01:12 ب.ظ
باتون کاملا در جو.اب کامنت قبلی ام موافقم
خسته شدند خانمها بشسکه نقش بازی کردند
بخاطر ابرویشان
مشاوره تلویزیونی را میدیدم از دکتر هولاکویی
البته بگویم من خیلی حرفهای این مرد را برای مردم بخصوص خانمها ی کشورم جالب نمیدونم اون اونور اَبه وشرایطش برای مشاوره متفاوته نمیتون هبرای انی ور اب وایرانی جماعت تصمیم پیشنهاد کنه ومشاوره بده ...
حرف قشنگش این بود تمام عمرتو با یه ادم عوضی سر کنی بخاطر ابروت که همسایه ات یا فامیلت بت نگه ناسازگار زندگی کردن یباره اونو جهنم کنیم بخاطر حرف مردم ! ومتاسفانه اکثریت بر گزدیند که با ناملایمات کمر شکن بسازند وبسوزند و صداشونو هیچکسی نفهمه بقول معروف هییییییییییییس !
نسیم .خ رویا جان خیلی خوشحالم چون فکر میکنم به نفر رو پیدا کردم که انگار داره مثل خودم فک میکنه منم همیشه برنامه ی دکتر هلاکویی رو گوش میدم و حرفاش اکثرا خوبن واقعا، منم خیلی با این فرهنگ مشکل دارم با خیلی خیلی چیزا دلمم پره اگه بخوام بنویسم یه عالمه میشه
دوشنبه 15 تیر 1394 12:55 ب.ظ
در فرهنگ عامه ما زندگی کردن با هر شرایطی مطلوب وخواستنیه و نهایت خانمی یه خانم
حس میکنند ااگر فراقی حاصل بشه بسوی جهنمه اگرچه در اکثر موارد بخاطر نوع فرهنگ جامعه ایرانی همینه وهمین بد بینی هاست که واقعیت داره متاسفانه ولی در مطلبتون وپست شما نوشته شده روح زنی که با بی توجهی همسر به جهنم میره ....در حالی که حس میکنم بی توجهی یک مرد رد زندگی نوع اشتابه ارتباطش با ملکه زندگیش ...نوعی جهنم ایجاد میکنه ..که زن از اون فررار میکنه به سوی بهشت !
در مورد اینکه نوشتید ممنوناز توحه تون
بله من خیلی توجه دارم خیلی نکته بین وسخت گیر
وعادت به تمجید بیجا ندارم
تمجید میکنم اگر حس کنم عالیست وانتقاد اگر حس کنم نقصانی هست ....امیدوارم منو با این شرایط بپذیرید.......
نسیم .خ من خودم با خیلی از مسائلی که تو فرهنگ ماست مشکل دارم،نوع نگاهت برام خیلی جالت بود اره راس میگی در حقیقت اینم که میگی درسته ولی اون اوایل که روحت زخمی میشه فک میکنی دنیات جهنم شده ولی بعد از یه مدت که میگذره تازه میفهمی که چه بهتر که از اون فضا و از اون مرد دور شدی
دوشنبه 15 تیر 1394 12:30 ب.ظ
چرا فکر میکنی اگر اون خانم از بی اعتنایی شریک زندگی اش روحش ترک کند او را به سوی جهنم میرود شاید جهنم انجایی است که بوده است
هر جدایی هر ترک وهر فراقی حرکت به سوی جهنم نیست نسیم جان
نسیم .خ منظور این نبوده که جدایی یعنی به سوی و سمت جهنم رفتن منظور تقربیا همون چیزیه که تو میگی جهنم اون خونه بوده شاید، یعنی روح لطیف زن با بی توجهی مکرر به هر حال شکسته میشه و این باعث میشه اون خونه که روزی براش بهشت بوده کم کم بتدیل به جهنم بشه ممنونم از توجهت
دوشنبه 15 تیر 1394 11:05 ق.ظ
خدایا…
آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برای گفتن چیزی ندارم
اما برای شنفتن حرفهای تو گوش بسیار . .
می شود من بغض کنم
تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .
می شود من بگویم خدایا ؟
تو بگویی : جانِ دل . .
می شود بیایی ؟؟؟
التماس دعا
نسیم .خ
دوشنبه 15 تیر 1394 10:59 ق.ظ
سلام بسیار زیبا
موفق و شاد باشین
نسیم .خ سلام ممنونم دوستم
دوشنبه 15 تیر 1394 02:12 ق.ظ
سلام دوست عزیز
وب خوبی داری
با تبادل موافقی؟
نسیم .خ سلام ممنونم بله
دوشنبه 15 تیر 1394 01:52 ق.ظ
عکسش باحاله
نسیم .خ مرسی
یکشنبه 14 تیر 1394 11:06 ب.ظ
می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی .
نسیم .خ عالی
یکشنبه 14 تیر 1394 11:04 ب.ظ
من برای تو چتری بیش نبودم …
بـاران که تمام شد فراموشم کردی !
تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو …
نسیم .خ
یکشنبه 14 تیر 1394 10:55 ب.ظ
واقعا همین طوره.... عالی بود....

به زن باس توجه کرد...
نسیم .خ مرسی دوستم
یکشنبه 14 تیر 1394 10:01 ب.ظ
سلامی دوباره..
آپ جدیدم نسیم جان
منتظرم
نسیم .خ سلام دوستم حتما میام
یکشنبه 14 تیر 1394 09:53 ب.ظ
وبلاگ خوبی داری
به منم حتما سر بزن
اگ مآیل ب تبادل لینک هسی در پست ثابت خبر بده
وبلاگم رو نمیخات لینک کنی آدرس وبلاگم اینه پس از لینک کردن بگو لینکت کنم
http://net2webir.mihanblog.com

سایتم رو لینک کن net2web.ir
با عنوان "بهترین سایت سرگرمی و..." یا "سایت نت تو وب|سایت همه چی" یا هر عنوانی که خودت خواستی و تو وبلاگ خبر بده لینکت کنم
اگه مآیل بودی کد بنر سایت رو بزار وبت
<a href="http://net2web.ir"><img src="http://up.vbiran.ir/uploads/3033414296593173739_net2webir.gif"></a>
اگه نتونستی کد قالب رو بفرس برات ردیف کنم
هرگونه مشکل دیگ هم بود در خدمتم

ضمنا برای بخشای مختلف سایت مدیر و ناظم نیز می پذیرم

منتظرت هسم...*_*
نسیم .خحتما دوستم
یکشنبه 14 تیر 1394 06:39 ب.ظ
کدوم پیشی رو میخوای حسود
نسیم .خ اون که سرش تو کاسه بود
یکشنبه 14 تیر 1394 06:28 ب.ظ
عکس چی شد پس؟
نسیم .خ عکس چی ؟ مسابقه ؟
یکشنبه 14 تیر 1394 06:26 ب.ظ
چه زیبا میشد این دنیا
اگر شاه و گدا کم بود
اگر بر زخم هر قلبی
همان اندازه مرهم بود
چه زیبا میشد این دنیا
اگر دستی بگیرد دست
اگر قدری محبت را
به ناف زندگانی بست
چه زیبا میشد این دنیا
کمی هم با وفا باشیم
نباشد روزگاری که
نمک بر زخم هم پاشیم
چه زیبا میشد این دنیا
نیاید اشک محرومی
زمین و آسمان لرزد
ز آه و درد مظلومی
چه زیبا میشد این دنیا
شود کینه ز دلها گم
اگر بشکستن پیمان
نگردد عادت مردم
نسیم .خ فوق العاده
یکشنبه 14 تیر 1394 06:25 ب.ظ
مردم این شهر غریبن می خوام برگردم

قصدشون فریبه می خوام برگردم

یه نفر بود که دل به نگاهش بستم

نگاهش سردو غریبه می خوام برگردم
نسیم .خ
یکشنبه 14 تیر 1394 06:25 ب.ظ
ســــرگــرمــے ام شـــــכه

گـــرفتـטּ فــال حـــافظ

و مـــــטּ خســـته از جــواب هـاے تڪـــرارے

غــــــــــــم تمـــام مــے شوכ

غصـــه نــخور

مشــــڪلات حــــل مــــے شوכ

و ...

فــقــط כلــــم مــــے گیـــرכ چــــرا حـــافظ نمــــے כانـــכ

بــــے او

هیــــچ چیـــز تمامــــے نــכارכ

جـز ایــــטּ زنــــــכگـــــے
نسیم .خ زیبا بود دوستم خیلی ممنونم
یکشنبه 14 تیر 1394 03:47 ب.ظ
من براش همه کار کردم
همه هستیمو به پاش ریختم اما اون...

نسیم .خ قرار نیست هر کسی میاد تو زندگیمون موندنی باشه بعد از مدتی میفهمی همون بهتر که رفت
یکشنبه 14 تیر 1394 03:26 ب.ظ
سلامتی هرچی خوبه که بدش ماییم
سلامتی هرچی بزرگه که کوچیکش ماییم
سلامتی هرچی رفیقه که اگه قابل بدونن خاک زیر پاش ماییم …
نسیم .خ ممنونم دوستم
یکشنبه 14 تیر 1394 03:26 ب.ظ
عشق + اهمیت = مادر
عشق + ترس = پدر
عشق + کمک = خواهر
عشق + دعوا = برادر
عشق + اهمیت + ترس + کمک + دعوا + زندگی = رفیق …
نسیم .خ ممنونم دوستم
یکشنبه 14 تیر 1394 03:00 ب.ظ
و یک روز صبح
زنی را میبینی
که روحش به مقصد جهنم تنهایی
خانه ی تو را ترک کرده
اما خودش مشغول چیدن میز صبحانه توست
و تو محکومی
با جسد متحرک یک زن زشت صبحانه بخوری


عالیییییی بود نسیم جان
نسیم .خ ممنون یلدا جون
یکشنبه 14 تیر 1394 02:49 ب.ظ
واقعا این روزا تو دنیای ما " چه زیبا شده ای بانو" وجود نداره متاسفانه..
مثل همیشه فوق العاده
نسیم .خ ممنونم عزیزم
یکشنبه 14 تیر 1394 02:00 ب.ظ
مرسی که به من رای دادی
آپم عزیزم سربزن
نسیم .خ خواهش میکنم عزیزم حتما میام
یکشنبه 14 تیر 1394 01:45 ب.ظ
زن که باشی گریه های شامگاهییت را هیچکس نمیفهمد غیر از خدا
نسیم .خ ممنون عسل جان
یکشنبه 14 تیر 1394 01:42 ب.ظ
سلوووووووووووم مادوتایه وب ساختیم ب وب ماسربزنی خوشحال میشیم.
نسیم .خ سلام حتما
یکشنبه 14 تیر 1394 12:45 ب.ظ
همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:
خسرو و شیرین
لیلی و مجنون
ویس و رامین
پیر مرد و پیرزن
“تو” و اون
“من: و تنهایی…
نسیم .خایشالا هر کسی به نیمه ی گمشدش برسه
یکشنبه 14 تیر 1394 12:45 ب.ظ
تنهایی یعنی گوشیت نقش MP3 Player رو داشته باشه …

نسیم .خ دقیقا
یکشنبه 14 تیر 1394 12:44 ب.ظ
وب خوبی داری خوشحال میشم سر بزنی دوسی
نسیم .خ حتما دوستم
یکشنبه 14 تیر 1394 12:44 ب.ظ
لایــــــــــــک
نسیم .خ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


نسیم از سرمای تردید هایش میلرزد
نسیم بهار نیست
گرچه در پاییز شروع شد
در زمستان اوج گرفت
و در بهار همچنان بر من میوزد

نه نسیم بهار نیست!
نسیم یاد فراموش شده ی خاطره هاست
بیدار کردن پلک های به خواب زده ام،
نگاه های طولانی
و به صدا در آوردن مهر است

نسیم ستاره هم نیست
و من این را خوب میدانم

نسیم از طائفه خوبان است
نسیم شروع یک لجبازیست
غریزه ی پنهان لا به لای خط های روشن فکریت
نسیم حرف های نا گفته ام را حدس میزند
میداند
گاهی هست،گاهی نیست
ملایمت بادی گذرا شاید باشد
نمیدانم
نسیم هم به سراب آزادی دل بسته است!
چون من
و من....!

از ویژگی گذرا بودن نسیم تردید دارم
که یکی از این روزها
فقط
آیینه خودشناسی که برایم هدیه آورد را
به جا خواهد گذاشت

مدیر وبلاگ : نسیم .خ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از مطالب این وب راضی هستید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :