تبلیغات
داستانک های من - ماندگار
داستانک های من
یکشنبه 31 خرداد 1394 :: نویسنده : نسیم .خ

ای عزیز تر از جانم

ای تو که اسم نازنینت معنای منفردی و یگانه بودن میداد.

ای تو که از چشمانت مهر و محبت میبارید و صدایت با آنکه خستگی در درونش موج میزد اما همچنان شوق به زندگی در دلش جریان داشت.

هر زمان که یاد حرفهایت می افتم ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه میزند و باعث میشود بیشتر از روزگار بدم بیاید.

راستی چه آروزهایی داشتی یادت می آید؟

آرزو داشتی زندگی ات را از نو بسازی با آنکه آن زمان ،دیگر در تن تنومندت نایی نمانده بود.

آرزو داشتی از این شهر پر دود و دم خلاص شوی و در شمال یک زندگی آرام داشته باشی و....

آرزوهایت زیاد بود اما افسوس زمانت کوتاه بود عزیزم.

میدانم جایت بهتر از من است ، دیگر آرامش ابدی داری .

آن جایی که تو هستی آدمهای رنگارنگ، ،دغدغه،ترس،اضطراب و دلهره ندارد.

راستی تو مرا میبینی؟ اصلا به یادم می افتی ؟ موقع هایی که به تو فکر میکنم حس میکنی؟

موقع هایی که کمک میخواهم و ناراحتم تو سفارش مرا پیش خدا میکنی؟

خیلی دوس دارم جواب این سوال ها را بفهمم .

نمیدانم شاید بفهمم شایدم نه !

شایدم وقتی خودم سفر کردم با هم حسابی سر این مسائل بحث کنیم.

ولی این را بدان با آنکه فاصله ی ما زیاد است اما هنوز یادت در دلم زنده است .

این را یادت نرود که تو همیشه در دلم جاودانه خواهی ماند.







نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستانک، دل نوشته،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:04 ق.ظ
I think the admin of this site is genuinely working hard in support of his web page, because here
every data is quality based information.
دوشنبه 1 تیر 1394 09:59 ق.ظ
خیلی خیلی زیبا و بااحساس نوشته بودی عزیز دلم
نسیم .خ ممنونم عزیزکم
دوشنبه 1 تیر 1394 09:59 ق.ظ
چشم نسیم جون ممنونم از اینکه اطلاع دادی
نسیم .خ
دوشنبه 1 تیر 1394 09:42 ق.ظ
گل نسبتی ندارد باروی دل فریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری
آپم
نسیم .خ چه زیبا پری جونم
حتما میام
دوشنبه 1 تیر 1394 09:02 ق.ظ
اپتون قشنگ بود
نسیم .خ ممنونم علی جان
یکشنبه 31 خرداد 1394 07:55 ب.ظ
این دنــــــــــیا ارزش نداره،خودتو اذیت نکن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بقیه رو اذیت کن
یه حالـــــــــی میده.......

نسیم .خ هاهاها
یکشنبه 31 خرداد 1394 06:06 ب.ظ
سلام بهم سر بزن خوشحال میشم
نسیم .خ سلام عزیزم حتما
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:56 ب.ظ
حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست ... ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است ...

دوباره تنها شده ام ، دوباره دلم هوای تو را کرده .

خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم .

به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم .

دوباره می خواهم به سوی خاطراتم بیایم .

تو را کجا می توان دید؟

در آواز شب آویز های عاشق ؟

در چشمان یک عاشق مضطرب ؟

در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته ؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند ، برای تو نامه بنویسم . .

و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی

ای کاش می توانستم خودم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم .

کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم .

می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیاید .

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود .

می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود .

دوباره شب ، دوباره طپش این دل بی قرارم .

دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد .

دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم .

دوباره شب ، دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود .

دوباره شب ، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته .

دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت ، دوباره من و یک دنیا خاطره
نسیم .خ یعنی عالی بود عزیزم واقعا عالی بود
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:56 ب.ظ
سلام نسیم جون خوبی نماز روزه ات قبول این ادرس وبلاگ جدیدمه لطفا منو بااین ادرس لینک کن وبلاگ قبلیمو حذف کردم
نسیم .خسلام عزیزم حتما ولی میشه بگی به چه اسمی لینکت کردم؟
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:55 ب.ظ
ساده است...

فقط یک تیغ می خواهد

و یک رگ...

فقط کافی است...

دلت تنگ باشد...

و دنیایت کوچک...

نمی دانی چه لذتی دارد!

هم اغوشی تیغ با رگ...

چند لحظه ی بعد...

درد...

سوزش...

خون...

و در آخر مرگ ...
نسیم .خ همین کشیدن تیغ روی رگ کلی جرات میخواد والا
یکشنبه 31 خرداد 1394 04:15 ب.ظ
خیلی قشنگ بود...




نسیم .خ ممنونم یلدای عزیزم
یکشنبه 31 خرداد 1394 01:25 ب.ظ
خخخخخخخخخخخخ گرفتی خانم پارسیان
نسیم .خ
یکشنبه 31 خرداد 1394 01:23 ب.ظ
خواهرت یه چیزی میگه بگو چششششششششششمبلبل زبونی هم نکن
نسیم .خ
یکشنبه 31 خرداد 1394 01:12 ب.ظ
چه قشنگ
نسیم .خ مرسی دهقان خلافکار
یکشنبه 31 خرداد 1394 12:53 ب.ظ
باشششششششش
ولی پری خودت چرا یاد نمیگیری
نسیم .خ مرسی پردیسم امان از دست شما دوتا خواهر
یکشنبه 31 خرداد 1394 12:51 ب.ظ
یه دوووووووووووووونه ای مثل همیشه
یادبگیر پردیس
نسیم .خ مرسی پری جونکم
یکشنبه 31 خرداد 1394 12:37 ب.ظ
نسیم جان شمام باافتخار لینک شدی
نسیم .خ ممنونم پرنسس
یکشنبه 31 خرداد 1394 11:38 ق.ظ
.....
حتما به یادته
مث توکه به یادش هستی
نسیم .خ شاید پردیس جون
یکشنبه 31 خرداد 1394 11:27 ق.ظ
نسیم .خ ممنونم
یکشنبه 31 خرداد 1394 10:21 ق.ظ
متن بسیار زیبایی بود..
نسیم .خ ممنونم ازت دوست عزیزم
یکشنبه 31 خرداد 1394 10:17 ق.ظ
سلام دوست خوبم...
ممنون از حضور گرمت...
آره غرور چیز خیلی بدیه...
همه چیو از آدم میگیره و آدمو از موقعیتی که داره به زیر میکشه..
چشم دوست خوبم...
حتما..
نسیم .خ سلام عزیزم خواهش میکنم
ممنونم از توجهت به حرفام ممنون که سر میزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نسیم از سرمای تردید هایش میلرزد
نسیم بهار نیست
گرچه در پاییز شروع شد
در زمستان اوج گرفت
و در بهار همچنان بر من میوزد

نه نسیم بهار نیست!
نسیم یاد فراموش شده ی خاطره هاست
بیدار کردن پلک های به خواب زده ام،
نگاه های طولانی
و به صدا در آوردن مهر است

نسیم ستاره هم نیست
و من این را خوب میدانم

نسیم از طائفه خوبان است
نسیم شروع یک لجبازیست
غریزه ی پنهان لا به لای خط های روشن فکریت
نسیم حرف های نا گفته ام را حدس میزند
میداند
گاهی هست،گاهی نیست
ملایمت بادی گذرا شاید باشد
نمیدانم
نسیم هم به سراب آزادی دل بسته است!
چون من
و من....!

از ویژگی گذرا بودن نسیم تردید دارم
که یکی از این روزها
فقط
آیینه خودشناسی که برایم هدیه آورد را
به جا خواهد گذاشت

مدیر وبلاگ : نسیم .خ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از مطالب این وب راضی هستید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :