تبلیغات
داستانک های من - سلطان قلب من
داستانک های من
شنبه 16 خرداد 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم ، مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم.
مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی..

نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ،ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم.
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم..
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد...

سالها گذشت و یکی آمد...
یکی که تمام جان من بود...
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی...
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم.
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود.
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم...
آخر من خودم مادر شده بودم...






نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستانک، مادر،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:20 ب.ظ
I truly love your site.. Very nice colors & theme. Did you develop
this amazing site yourself? Please reply back as I'm looking to create
my own personal blog and want to learn where you got this from or just what the theme is called.
Thanks!
شنبه 16 خرداد 1394 11:23 ب.ظ
مرسی.عالی بود .منم اپم
نسیم .خ ممنونم دوست عزیزم حتما سر میزنم
شنبه 16 خرداد 1394 06:26 ب.ظ
عزیزم واقعا عالی بود متنت
واقعا میگما :)))
نسیم .خ تو لطف داری گلم
شنبه 16 خرداد 1394 11:31 ق.ظ
ای کاش مرکز اهدائ جوانی وجود داشت آنوقت تمام جوانی ام را به مادری اهدا میکردم که جوانی اش را پای من گذاشت
پست قشنگی بود
با افتخار لینک شدید
نسیم .خ ممنونم دوستم
شنبه 16 خرداد 1394 10:29 ق.ظ
بیادمادرم که دلتنگیهایم برایش ناتمام
نسیم .خ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نسیم از سرمای تردید هایش میلرزد
نسیم بهار نیست
گرچه در پاییز شروع شد
در زمستان اوج گرفت
و در بهار همچنان بر من میوزد

نه نسیم بهار نیست!
نسیم یاد فراموش شده ی خاطره هاست
بیدار کردن پلک های به خواب زده ام،
نگاه های طولانی
و به صدا در آوردن مهر است

نسیم ستاره هم نیست
و من این را خوب میدانم

نسیم از طائفه خوبان است
نسیم شروع یک لجبازیست
غریزه ی پنهان لا به لای خط های روشن فکریت
نسیم حرف های نا گفته ام را حدس میزند
میداند
گاهی هست،گاهی نیست
ملایمت بادی گذرا شاید باشد
نمیدانم
نسیم هم به سراب آزادی دل بسته است!
چون من
و من....!

از ویژگی گذرا بودن نسیم تردید دارم
که یکی از این روزها
فقط
آیینه خودشناسی که برایم هدیه آورد را
به جا خواهد گذاشت

مدیر وبلاگ : نسیم .خ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از مطالب این وب راضی هستید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :