تبلیغات
داستانک های من
داستانک های من
پنجشنبه 26 فروردین 1395 :: نویسنده : نسیم .خ

شاید اشک هایمان دلیلی باشد
برای شسته شدن چشم هایمان
تا باری دیگری بتوانیم
زندگی را و دنیا را ببینیم
البته با نگاهی صاف و زلال تر

(الکس تن- ترجمه:نسیم.خ)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 4 آبان 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
خدایا خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...
سوختنش را ببینم و جهنم را یادآور شوم..
اما ..
اما گناهانم آنقدر زیاد است که ترسیدم دنیا را به آتش بکشم..
خدایا...!
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم و بابت هر صبحی که بی سلام تو اغاز کردم..
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم ...
بابت هر دلی که شکستم .....
بابت هر گره ای که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم...
بابت هر گره که به دستم کور شد و تو را مقصر دانستم...
مرا ببخش.....
خدایا...
منم منم هایم را نبین..
خودت خوب میدانی من بی هیچم...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 24 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
خدایا! به دل نگیر اگرگاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد
کم میاورد در برابر بزرگی ات
در دلم اما همیشه...
ذکر خیرت جاریست...
من برای بندگی تو هزار و یک دلیل میخواهم!!!
ممنونم که بی چون و چرا برایم خدایی میکنی...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ

بهشت و دوزخ ما در این جهان ،
در دستان خود ماست ...
نیکی پاسخ نیکی است ،
و بدی سزای بدی ...
نتیجه زندگی ما ،
حاصل اعمال ماست ... !

(زرتشت)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 19 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
کسی را دوست بدار که "دوستت دارد"
حتی اگر غلام درگاهت باشد...
و دست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد"
حتی اگر سلطان قلبت باشد...
فراموش نکن که "زمان" آدم وفادار را مشخص می کند نه "زبان"
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست
اما برای ماهی زندگیست...
برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"... !
(دکتر حسین الهی قمشه ای)






نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، دکتر حسین الهی قمشه ای،
لینک های مرتبط :

شنبه 18 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ

چه هوایی
چه طلوعی
جانم
باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم میدانم...
به خدایی که به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید
و به باران گفته است باغها تشنه شدند
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
که مبادا که ترک بردارد
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...

(روزتان پراز عشق)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 17 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
نگران عقاید و نظرات مردم نباش ... فقط به سادگی دریاب که چه چیزی به تـو احساس خوب می دهد ... شاید هیچ کس آن را تحسین و تقدیر نکند، خب که چه؟ ... پاداش تو در شهرت نیست ... پاداش در «خـودِ عـمـل» است، ورای عمل نیست ... پاداش در این نیست که تو نقاشی بکشی و مردم آن را تحسین کنند و در تمام جـهان به نمایـش بگذارند ... نه ... پاداش در آن اوقـاتی است که آن را می کشی ... زمانی که تماماً مجذوب آن شده ای ... آن سکوت ... آن سُرور ... آن انرژی ... آن لحـظه که تو نیـسـتی و خـدا هـسـت ... آن پاداش است ... پس خودت باش، آنطور که خدا با توست...!







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
در صورت آدمی دوچیز مهم است:
یکی لبخند ودیگری عمق نگاهش
این دورا هیچ جراحی نمی تواند به آدمی بدهد
لبخنـدآدمی اقیانوس صورتش است
و چـشم هــایش آفتـــاب…
هر صورتی که آفتاب درخشان و اقیانوس مواج ندارد؛هیچ نـــدارد
نمی شود در جراحی های زیبایی؛دنبال اقیانوس و آفتاب بود...!
(به نظرم باید روی این متن با دقت بیشتری فکر کنیم خیلی هامون میخونیم،رد میشیم و دوباره به کار های قبلی ادامه میدیم )






نوع مطلب :
برچسب ها : انرژی مثبت، داستان کوتاه، داستانک های من،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 13 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
فراموش کردن گذشته....
در یک لحظه تصمیم بگیرید،میخی در زمین بکوبید ،جایی که بتوانید آن را ببینید.حال تصور کنید گذشته ی شما با تمام کاستیها و خطاهایتان آن میخ است .آن را در اعماق ذهن خود کوبیده و مدفون کنید.....میتوانید در حین این تصور در حالی که میخ واقعی کوبیده شده به دیوار یا زمین را میبینید و لمس میکنید ،هر چقدر که می خواهید اشک بریزید،گریه کنید ،فریاد بزنید .سپس دوش بگیرید ،به آبی که از بدنتان سرازیر میشود و اشکهایتان را با خود میبرد نگاه کنید ....
گذشته و تمام احساسات منفی را به آن بسپارید .با نگاه دنبالش کنید ...به چاه فاضلاب میرود.....دور از دسترس...
هر گاه لحظه ای گذشته خواست بازگردد سریع میخ و قطرات آب را تصور کنید .
نفس عمیق بکشید.....
پروردگار همه چیز را می داند و همه را دوست دارد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
گوش هایم را گرفتم که نشنوم
چشمایهم را میبندم تا نیبنم
ماسکی میزنم که بوی تعفن انگیز حرف هایشان به مشامم نرسد
نمیدانم چه شد که همگی با هم به این نقطه رسیدند!!!
سر تا تظاهر شدند
درونشان پر از کینه است
روحشان سیاه شده
و قلب هایشان از سنگ .....
انسانیت برایشان ملاک آخر است
با ایمانی را تنها در حجاب کامل میبینند
سفید و پاک بودن روح برایشان بی اهمیت است
دلیل ازدواج کردن را یا تحصیلات عالیه میدانند یا پول
میگویتند اگر این دو نباشد تنها میمانی
ولی من میگویم به فرض که تا آخر عمر تنها بمانم تحمل آن ،
بسیار آسان تر است تا شب و روز را با کسی سروکار داشته باشم
که یکی از هزاران حرف مرا نمیفهمد
هر کاری میکنند برای اینکه خود را با تمدن جلوه دهند
و اگر مثل آن ها نباشی برچسبی بر رویت میچسبانند
با اینکه خود میدانند درونشان پر از غم و خستگی حاصل از کار های بیهودشان است،
ولی باز، دلیل اصرار ورزیدن بر کار هایشان و تشویق دیگران برای انجام آن ها را نمیدانم
و من هم کاری برای تغییرشان نمیتوانم بکنم
و نمیخواهم بکنم
این روزها.....
این روزها متوجه شدم دور شدن و فاصله گرفتن بهترین حرکت است
آدمیان امروز دیگر مثل گذشته نیستند
هر یک هزاران نقاب به چهره دارند
(نسیم.خ)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
نمیدانم شب و تاریکی اش ذاتشان نحس و سرد است
یا فقط شب های من اینگونه است
چه رازی در دل شب هایم نهفته است ؟!
خود هم نمیدانم
هر ساعت که ازش میگذرد دل تنگی ام بیشتر و بیشتر میشود
انگار شب ساخته شده تا کل وجود مرا به هم بریزد
انگار ساخته شده تا روح مرا ذره ذره آب کند
انگار با تارو پود من مشکلی عظیم دارد
با اینکه روزهای این روزهای من کلی دغدغه و فکر با خود به همراه دارد
ولی غروب و شب هایم امانم را بریده است
(نسیم.خ)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
در این دنیا فقط یک خوشبختی وجود دارد و آن خود بودن است. و چون هیچکس خودش نیست، همه تلاش دارند تا چهره حقیقی خود را پنهان کنند، با نقاب ها، تظاهرها و نفاق ها. آنان از آنچه که هستند شرمگین هستند.ما این دنیا را یک بازار کرده ایم نه یک باغ زیبا تاهرکس مجاز باشد گل وجود خویشتن را به آن باغ آورد. ما گل مریم را وادارساخته ایم تا گل سرخ به بار آورد، حالا گل مریم از کجا گل سرخ بیاورد؟ آن گل های سرخ، مصنوعی خواهند بود و گلهای مریم، در اعماق دلشان خواهند گریست و شرمسار خواهند بود که " ما به قدر کافی شهامت نداشته ایم تا برعلیه جمعیت عصیان کنیم. آنان گلهای مصنوعی را بر ما تحمیل کرده اند و ما گل های واقعی خودمان را داریم که عصاره هایمان برای آن جاری هستند. ولی قادر نیستیم تا گل های واقعی خود را نشان بدهیم." به شما همه چیزی آموخته اند، ولی نیاموخته اند تا خودتان باشید! این زشت ترین نوع جامعه است زیرا همه را رنجور ساخته است. .
(کاش بیشتر برای خود بودن تلاش میکردیم)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 3 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
دلم امشب صاف است
آسمان هم آرام و هزاران فانوس
باد هم می آید
و نسیمی زیرک،سعی دارد که بفهماند شب
مظهر این همه تاریکی و دلتنگی نیست
به گمانم فردا روز خوبی باشد
صورت ماه به من می گوید:
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار سحر نزدیک است
(به امید خدا چند ساعتی دیگر به رویایم میرسم )







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 مهر 1394 :: نویسنده : نسیم .خ
خیلی حس خوبی دارم
بعد از چندین سال متوالی اولین سالی است که دیگر دغدغه ی ماه مهر و مدرسه و فکر درس و امتحان را ندارم
از اینکه دیگر لازم نیست صبح ها زود بیدار شوم در پوست خودم نمیگنجم
از اینکه میتوانم راحت و بدون دغدغه ی فکری زیر باران پاییزی قدم بزنم در دلکم احساس لذت خاصی میکنم
از پاییز هیچ وقت خوشم نمی آمد پیش از این
ولی شاید فصل برگریزان امسال مال من باشد
(نسیم.خ)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 24 شهریور 1394 :: نویسنده : نسیم .خ

آن‌قدر خیانت و نفرت و پوچی
در توده‌ی مردم میانه‌حال انباشته است که می‌تواند
هر ارتشی را یک روزه مسلح کند
و زبده‌ترین قاتلان آنان‌اند که علیه کشتن موعظه می‌کنند
و آن‌ها که از همه بیشتر نفرت می‌ورزند موعظه‌ی عشق می‌کنند
و بالاخره بهترین جنگاوران آن‌هایند که دعوت به صلح می‌کنند
آن‌ها که دعوت به خدا می‌کنند، خود به خدا نیاز دارند
آنان که دعوت به آرامش می‌کنند، خود از آن عاری‌اند
آنان که دعوت به عشق می‌کنند، عشق را نمی‌شناسند

(  چارلز بوکفسکی )






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


نسیم از سرمای تردید هایش میلرزد
نسیم بهار نیست
گرچه در پاییز شروع شد
در زمستان اوج گرفت
و در بهار همچنان بر من میوزد

نه نسیم بهار نیست!
نسیم یاد فراموش شده ی خاطره هاست
بیدار کردن پلک های به خواب زده ام،
نگاه های طولانی
و به صدا در آوردن مهر است

نسیم ستاره هم نیست
و من این را خوب میدانم

نسیم از طائفه خوبان است
نسیم شروع یک لجبازیست
غریزه ی پنهان لا به لای خط های روشن فکریت
نسیم حرف های نا گفته ام را حدس میزند
میداند
گاهی هست،گاهی نیست
ملایمت بادی گذرا شاید باشد
نمیدانم
نسیم هم به سراب آزادی دل بسته است!
چون من
و من....!

از ویژگی گذرا بودن نسیم تردید دارم
که یکی از این روزها
فقط
آیینه خودشناسی که برایم هدیه آورد را
به جا خواهد گذاشت

مدیر وبلاگ : نسیم .خ
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از مطالب این وب راضی هستید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :